السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
26
تفسير الميزان ( فارسي )
مكان از هر چه مايه كراهت و ترس آدمى است ، ولى سلام عبارت است از اينكه محل طورى باشد كه هر چه آدمى در آن مىبيند ملايم طبعش باشد ، نه از آن كراهت داشته باشد ، و نه ترس . و اگر كلمه سلام را نكره آورد براى اين بود كه تعظيم را بفهماند ، يعنى در اين سه روز سلامى فخيم و عظيم بر او باد ، و در اين ايام كه هر كدامش ابتداى يكى از عوالم است ، و آدمى در آن زندگى مىكند از هر مكروهى قرين سلامت باشد ، روزى كه متولد مىشود به هيچ مكروهى كه با سعادت زندگى دنيايش ناسازگار باشد دچار نگردد ، و روزى كه مىميرد و زندگى برزخيش را شروع مىكند قرين سلامت باشد ، و روزى كه دوباره زنده مىشود و به حقيقت حياة مىرسد سلامت باشد ، و دچار تعب و خستگى نگردد . بعضى « 1 » گفتهاند تقييد بعث به قيد « حيا » براى اين بوده كه بفهماند يحيى به زودى شهيد خواهد شد ، چون خداى تعالى در جاى ديگر در باره شهداء فرموده : « بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ » « 2 » . و اختلاف تعبير در « ولد » و « يموت » و « يبعث » كه اولى را گذشته و دو تاى آخر را به صيغه آينده آورد براى اين بود كه بفهماند اين سلام را در حال حيات دنيويش به او فرستاده بود ، نه اينكه در عصر رسول خدا ( ص ) به او فرستاده باشد . بحث روايتى در مجمع البيان « 3 » گفته : روايت شده كه امير المؤمنين ( ع ) در دعايش عرض كرد : اى خدا ، اى * ( « كهيعص » ) * از تو مسئلت مىدارم كه . . . . و در معانى الاخبار به سند خود از سفيان بن سعيد ثورى از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در ضمن حديثى طولانى فرمود : و كلمه * ( « كهيعص » ) * معنايش : « انا الكافى الهادى الولى العالم الصادق الوعد » است ، يعنى منم كافى ، و هادى ، و ولى ، و عالم ، و صادق الوعد « 4 » .
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 16 ، ص 73 . ( 2 ) بلكه زندهاند و نزد پروردگار خود روزى مىخورند . سوره آل عمران ، آيه 169 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 502 . ( 4 ) معانى الاخبار ، ص 22 ، ح 1 .